در مرزهای خاوری ایران زمینِ عصر هخامنشی نیز، درست موازی با آنچه که در غرب می بینیم، خردی فلسفی زاییده شد که دو خوشه ی اصلی آن به مکتب بودایی و جاینی تعلق دارد. شباهتهای مضمون، قلاب و دستور در اندیشه ی هندی، خرد ایرانی، و فلسفه ی یونانی به قدری زیاد است، که به نظرم تردیدی در هم تبار بودنِ این خوشه های گسترده از منشها وجود ندارد. در کتاب های «تاریخ کوروش هخامنشی»، «داریوش دادگر»، و «اسطوره ی معجزه ی یونانی» شرایط جامعه شناختی و تاریخی حاکم بر عصر هخامنشی را شرح داده ام، و این موقعیتی بوده که توسعه و تکثیر خرد ایرانی و شاخه دواندن اش در زمینه ی فرهنگ های همسایه را ممکن ساخته است.
خوانش مقایسه ای اندیشه ی هندی و فلسفه ی یونانی از آن رو برای ما اهمیت دارد که می توان بر مبنای شباهتها و تفاوتهای موجود میان این جریانهای اصلی پیکربندی معنا، به جزئیات از یاد رفته و فراموش شده ی جاری در واسطه ی میان شان – یعنی حوزه ی میانیِ خرد ایرانی- پی برد. در این میان، آنچه که آشکار می گردد، خودِ خرد ایرانی است که بر خلاف تصور مرسوم تنها یک روایت و یک نسخه ی غالب ندارد. با تحلیل و شناسایی کل گستره ی تام ...
برچسب:
نویسنده: رضوی
تاريخ: سه
شنبه
10 مرداد
1396 ساعت: 5:40